روزَن

برای بالندگی تنها یک روزنه کافیست...

روزَن

برای بالندگی تنها یک روزنه کافیست...

روزَن

قدمهایت را که آهسته تر برداری، غبار پنجره دل را که پس بزنی، در هر کوی و برزن، در هر کم و زیاد، اتفاق و واقعه و خلاصه در هر نفس و بی نفسی روزنه ای است که نشان از او دارد... حالا چشمهایت جور دیگری می بیند...!
از این روزنه ها ساده نگذر...!

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
محبوب ترین ها
پر بحث ترین ها
آخرین دیدگاه ها

۷ مطلب در آبان ۱۳۹۴ ثبت شده است

به مناسبت بزرگداشت هفته کتاب مطالعه پست های زیر مجدداً توصیه میشود:

 

کتابها را آزاد کنید...! 

 

خیرات کتاب (روش های ترویج کتابخوانی)

 

اثبات غیر آزمایشگاهی خدا (معرفی کتابِ سه دیدار)

 

مسئولیت و سازندگی (معرفی کتاب، روش های تربیتی در اسلام)

 

جوشکاری (معرفی کتاب، نگاهی نو به ازدواج)

 

هم نام گلهای بهاری (معرفی کتاب، شخصیت نبی اکرم صلی الله علیه و آله)

  • زهرا قاف

امروز، سالروز غروب علامه «محمد تقی جعفری» است. یک خاطره دلچسب از ایشان نقل به مضمون است:

 

 

علامه محمد تقی جعفری (رحمت‌الله ­علیه) می­‌گفتند:

برخی از جامعه‌­شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضوع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست؟».

برای سنجش ارزش بسیاری از موجودات، معیار خاصی داریم. مثلاً معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانه آن است؛ اما معیار ارزش انسان‌ها در چیست؟

هر کدام از جامعه‌شناسان، سخنانی گفته و معیارهای خاصی ارائه دادند.

هنگامی که نوبت به بنده رسید، گفتم: اگر می‌خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد، ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می‌ورزد.

کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است، در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشینش است، ارزشش به همان میزان است.

اما کسی که عشقش خدای متعال است، ارزشش به اندازه خداست.

علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناسان سخنان من را شنیدند، برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند. هنگامی که تشویق آن‌ها تمام شد، من دوباره بلند شدم و گفتم:

  • زهرا قاف

برای دیدن ویژه نامه به ادامه مطلب بروید...

 

  • زهرا قاف

سر کلاس تفسیرِ قرآن استاد حسام محمدی، نکته‌ای کاربردی برای رسیدن به آرامش روحی و انشاالله رفع حوائج عنوان شد که یادآوره این خاطره بود:

 

«امام خمینی (رحمه الله علیه) پس از برگزار کردن نماز مغرب و عشا به داخل حیاط خانه می‌رفتند و رو به قبله در حالی که با انگشت به طرف قبله اشاره می‌کردند، حدود پنج دقیقه دعایی را زیر لب زمزمه می‌کردند. در این مورد از یک فرد موثق شنیدم که ایشان ذکر «تحصنت بدار سقفها لا اله الا الله و ثورها محمد رسول الله و بابها علی ولی الله و ارکانها لا حول و لا قوة الا بالله»، را مرتبا تکرار می‌کردند...»

(منبع: برداشتهایی از سیره امام خمینی، ج 3، رجایی، غلامعلی- به نقل از حجة الاسلام و المسلمین آشتیانی پاسدار اسلام ش .92)

 

یعنی: «ما در سرایی به سر می‌بریم که سقف آن لا اله الا الله، دیوارش محمد رسول الله است، درب آن علی ولی الله و ستونهایش لا حول ولا قوه الا بالله است...»

 

استاد حسام محمدی توضیح دادند که این خانه 4 رکن دارد:

 توحید

 نبوت

 امامت

 عبودیت و توکل

 

و فرمودند: هرگاه مشکلی شما را اذیت می‌کند یا دغدغه‌ای ذهنتان را درگیر کرده است، به خواندن این ذکر در تعقیبات نمازتان مداوت نمائید.

 

  • زهرا قاف

هر چه سعی میکنم نمیتوانم هضمش کنم بعد از چند روز...

 

 

بحث برنامه سیمای خانواده روز یکشنبه (فردای عاشورا) معرفتی! بود، انتهای برنامه و به وقت خداحافظی؛ مجری (اسمش را نمیدانم) متن پیامکی را که به نظرش جالب! بود را خواند: 

 

  • زهرا قاف

اولین بار وقتی مطرح شد که از پتانسیل شب‌های دهه‌ی اول محرم و حضور بانوان در تکایا ساده نگذریم، تهیه و تنظیم نشریه یا همان اصطلاح «کاغذ دست مردم دادن» به ذهنمان رسید...ابتدای کار بر اثر بی‌تجربگی قدری سخت گذشت، پس از نشر اولین شماره پیغام و پسغام‌ها شروع شد، به جز ایرادات یک‌سویه و متحجرانه برخی حضرات!! البته نقد و پیشنهادهای خوبی هم شنیدیم...

سخت‌ترین وجه کار نوشتن برای مخاطب‌های از 10 سال تا 50 سال و راضی نگه‌داشتن این طیف فکری متنوع بود! بخش سخت دیگر کار حفظ انگیزه تا شب دهم بود! آغاز راهیم و اعتراف می‌کنم هنوز هم واکنش‌های متفاوت انگیزه‌مان را کم و زیاد می‌کند، گاه نشریه ها زیر پا له می شدند و گاهی رسالتشان تنها در باد زدن بانوان و موشک شدن برای خردسالان خلاصه می شد! اما در همین بین وقتی بانویی جویای نشریه می شد و یا مطالبش را برای دیگری بیان و تحلیل می کرد، خود قوت بزرگی بود!

 

سطح و عمق تأثیر کار شاید بر ما پوشیده باشد ولی به نظر می‌رسد همین قدر که از این فرصت‌های سالی یکبار ساده نگذریم و حرکت کنیم، شده یک نفر با یک خط دهی مطلب راهی نو را بشناسد، انشاالله پر برکت خواهد بود.

همیشه اولین گام‌های هر کار نویی سخت است خصوصاً اگر در حوزه‌ی فرهنگ باشد! پیشنهاد می‌کنم اگر خواستید از این نوع حرکت‌ها داشته باشید حتماً خودتان را به افراد صاحب نفسِ قوت بخش و مشوّق وصل کنید تا در میانه‌ی راه نبُرید!

 

در ادامه چند شماره از نشریه‌های چاپ شده را می‌گذارم تا مثل ما در نقطه آغاز کارتان برای پیدا کردن نمونه کار، دست خالی نمانید...!

اگر کسی خواست از مطالب یا قالب‌بندی نشریه هم استفاده کند، آدرس ایمیلی را خصوصی بفرستد تا فایل word نشریه که قابلیت ویرایش دارد برای ایشان ارسال شود.

  • زهرا قاف

 

 

 پای روضه حضرت اباعبدلله، وقتی مداح روضه را به مولای متقیان می رساند، وقتی از غربت «پسر»ی به مظلومیت یک «پدر» می رسد، یاد یتیم نوازی مولا در کوفه و جبران کوفیان در صحرای کربلا می کنم...

  • زهرا قاف