روزَن

برای بالندگی تنها یک روزنه کافیست...

روزَن

برای بالندگی تنها یک روزنه کافیست...

روزَن

قدمهایت را که آهسته تر برداری، غبار پنجره دل را که پس بزنی، در هر کوی و برزن، در هر کم و زیاد، اتفاق و واقعه و خلاصه در هر نفس و بی نفسی روزنه ای است که نشان از او دارد... حالا چشمهایت جور دیگری می بیند...!
از این روزنه ها ساده نگذر...!

دنبال کنندگان ۷ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پر بحث ترین ها
آخرین دیدگاه ها

(۱۷۵) بگذار کس نداند در پشت در چه بگذشت...

يكشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۳، ۱۱:۵۲ ب.ظ

 

مداح نیم ساعتی را روضه خواند، از هر واقعه گوشه ای به تصویر کشید، مدینه، شام، کربلا و... اما آخرش آنجور که باید دلنشین نشد...!

همین که در دل روضه یکی دو بار به صحت و سقم روایت شک کنی، کافیست تا اشک چشمت روی گونه خشکیده و چشمهایت تا آخر سرگردان بماند که ببارد، یا نه؟! آن وقت دلت میسوزد به حال خودن و دیگرانی که آمده اید تا معرفتی بگیرید اما نمی دانید به چه قیمتی...!

 

خدایش حفظ کند جوانکی که بعد او فقط چند دقیقه ای کوتاه با سوزی از سر جان دم گرفت: 

 

بیمارت ای علی جان جز نیمه جان ندارد

امید زنده ماندن در این جهان ندارد

 

غم چون نسیم پائیز، برگ و بر مرا ریخت  
این لاله بهاران، غیر از خزان ندارد  

 

بگذار تا بمیرد زین باغ پربگیرد  
مرغی که حق ماندن در آشیان ندارد  


خواهم که اشک غربت، از چهره ات بگیرم  
شرمنده ام که دیگر، دستم توان ندارد  


بگذار کس نداند در پشت در چه بگذشت  
من لب نمی گشایم محسن زبان ندارد  


هر کس سراغم آمد با او بگو که زهرا  
قدرش عیان نگردید، قبرش نشان ندارد  


شهری که در امانند حتی یهود در آن  
در بین خانه خود زهرا امان ندارد  


ای ناله ها برآئید، ای لاله ها بریزید  
گلزار وحی دیگر، سرو روان ندارد

 

(سروده ی حاج حبیب الله موحد)

 

حقیقتا این سروده های قدیمی چقدر دلنشین و پر سوز است...

خدایشان بیامرزد و البته آن ها که هستند حفظشان کند، شاعران و مداحانی که  مؤدب به آداب عزاداری اند...

 

دیدگاه ها  (۳)

سلام دوستم
ف میم هستم(: شناختی که رفیق؟!(:
 بنده هم وقتی چنین حسی سر یعضی روضه ها بهم دست میده یاد دکتر شریعتی میفتم که اول یکی از کتاباش نوشته بود که با روضه های بیرون مشکل داشت و همین حس ها بهش دست میداده البته نقل به مضمووووووون!!!!!!!!!!!!!!!
حالا ما مثل شریعتی شدیم یا حق با شریعتی بوده؟!!!(خودمم نفهمیدم چی گفتم ؟)
بگذریم خوشمل نوشته بودی ها
دوستم میگم خداییش شوما از همون اول استعداد نویسندگیت خوب بودها
نگذار استعدادت هدر شه ! ازش استفاده کن
زبان نوشته هات مزه ی خاص خودشو داره(:
یا علی...
پاسخ:
السلام رفیق جان.
مگر اینکه ماها خودمون خودمون رو تحویل بگیریم ای دوست!!
حقیقتا خاک پای قدوم دوستان بر این آلونک توتیای چشم و نظراتشان قوت قلب است... 
مولا علی نگهدارت.
شعر قشنگیه.شرمنده حال نداشتم ادامه شو بخونم.
 فاطمیه تان پر از سوز دل واشک دیده باد.
آرزوی علامه امینی مولف کتاب ارزشمند الغدیر
فرزند علامه امینی جناب دکتر هادی امینی می گوید: در آخرین روزهای عمر پدرم از ایشان سوال کردند:شما چه آرزویی دارید؟
ایشان در جواب فرمودند:من فقط یک آرزو در دنیا دارم ، و آن اینکه خدا بر من یک عمر طولانی بدهد و من در این عمر از همه کنار گرفته و در گوشه بیابانی چادر بزنم و آنجا ساکن شوم و تا آخر عمرم بر مظلومیت علی(علیه السلام) گریه کنم

ارسال دیدگاه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی