روزَن

برای بالندگی تنها یک روزنه کافیست...

روزَن

برای بالندگی تنها یک روزنه کافیست...

روزَن

قدمهایت را که آهسته تر برداری، غبار پنجره دل را که پس بزنی، در هر کوی و برزن، در هر کم و زیاد، اتفاق و واقعه و خلاصه در هر نفس و بی نفسی روزنه ای است که نشان از او دارد... حالا چشمهایت جور دیگری می بیند...!
از این روزنه ها ساده نگذر...!

دنبال کنندگان ۷ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پر بحث ترین ها
آخرین دیدگاه ها

۳۳ مطلب با موضوع «معرفی کتاب» ثبت شده است

از من کتاب هایی خواست ولی موضوعش چندان مشخص نبود، نتوانستم فورا جوابش را بدهم. همین بهانه ای شد که دعوتش کنم به صرف چای کنار قفسه کتاب های منزل... و باز بهانه ای شد قوی تر که این دعوت را تعمیم بدهم به دیگر دوستانِ جان تا شبی خاطره انگیز رقم خورد...!

 

کتابگردی!

هم کتابها هوایی خوردند و تنی تکاندند، برخی پس از مدتها!

هم دوستان دمی با یار مهربان گذراندند و برخی را برای پرواز گزینش نمودند!

و هم گپ و گفتی شد و میزبان که برخی کتب را می شناخت شروع کرد به گزیده خوانی...

 

بارها گفته ام و از تکرارش خشنودم که دست کم برای خودم تلنگر است: «حال خوب را باید ساخت! انتظارش بی معنی است...»

سپاس که هر چه داریم از اوست؛ دوستانی بهتر از آب روان و هم خودش که در این نزدیکی است.

 

(تصویر ذیل بعد از خداحافظی دوستان ثبت شد!)

  • زهرا قاف

این حس مشنرکی است که گاهی خسته و سنگین، مجنون وار در پی شنیدن خطی روضه می دویم تا شاید دمی سبکبارتر شویم... مقتل، زیاد شنیده و خوانده ایم ولی روضه به زبان شعر آئینی طعم دیگری دارد که بد نیست گاهی تجربه اش کنیم!

محرم امسال به سفارش دوستی اهل دل، بعد از «گنجشک و جبرئیل»، ترکیب بند عاشورایی «با کاروان نیزه» سروده «علیرضا غزوه» را در دست گرفتم، بند اول را که خواندم دیگر نفهمیدم تا بند چهاردهم چگونه پیش رفتم...

 

 

بند دوازدهمش روایت می کند:

گودال قتلگاه، پر از بوی سیب بود
تنها‌تر از مسیح، کسی بر صلیب بود

سر‌ها رسید از پی هم، مثل سیب سرخ
اول سری که رفت به کوفه، حبیب بود!

مولا نوشته بود: بیا‌ ای حبیب ما
تنها همین، چقدر پیامش غریب بود

مولا نوشته بود: بیا، دیر می‌شود
آخر حبیب را ز شهادت نصیب بود

مکتوب می‌رسید فراوان، ولی دریغ
خطش تمام، کوفی و مهرش فریب بود

اما حبیب، رنگ خدا داشت نامه‌اش
اما حبیب، جوهرش «امن یجیب» بود

یک دشت، سیب سرخ، به چیدن رسیده بود
باغ شهادتش، به رسیدن رسیده بود

 

  • زهرا قاف

تو آن راز رشیدی

که روزی فرات

            بر لبت آورد

و ساعتی بعد

در باران متواتر پولاد

بریده بریده

        افشا شدی

و باد

        تو را با مشام خیمه‌گاه

                      در میان نهاد

و انتظار در بهت کودکانه حرم

                           طولانی شد

تو آن راز رشیدی

 که روزی فرات

                بر لبت آورد

و کنار درک تو

         کوه از کمر شکست

  • زهرا قاف

«نادر ابراهیمی» را از کتاب «سه دیدار» می شناسم که قبلا معرفی کرده ام... کتابی که جدای از محتوا، نوع قلمش خود تمرین نویسندگی است برای اهالی نوشتن...

«40 نامه کوتاه به همسرم» درس های زندگی را با قلمی دلنشین و در قالب صحبت های همسرانه بیان می کند.

 

 

 

در بخشی از نامه نوزدهم آمده است:

 
«به راستی چه درمانده اند آنها که چشم تنگ شان را به پنجره های روشن و آفتابگیر کلبه های کوچک دیگران دوخته اند...
و چقدر خوب است ، چقدر خوب است که ما - تو ومن - هرگز خوشبختی را در خانه ی همسایه جستجو نکرده ایم.
این حقیقتاً اسباب رضایت خاطر و سربلندی ماست که بچه هایمان هرگز ندیده و نشنیده ان که ما ارفاه دیگران ، شادی های دیگران، داشتن های دیگران، سفره های دیگران، و حتی سلامت دیگران، به حسرت سخن گفته باشیم. و من، هرگز، حتی یک نفس شک نکرده ام که تنها بی نیازی روح بلند پرواز تو این سرافرازی و آسودگی بزرگ را به خانه ی ما آورده است...
  • زهرا قاف

 

گفت با گفتارها شیر بلند آوازه‌ای     این من و این سینه صحرا به صحرا سوخته

پنجه‌ی کفتارها تا سینه او را شکافت   آسمانی پیکر صیاد دل‌ها سوخته

تا علی آمد کنار پیکرش زد بوسه‌ای     شد عیانم کز فراقش قلب آقا سوخته

 

 

 

امروز 21 فروردین سالگرد پر کشیدن شهید امیر سپهبد علی صیاد شیرازی است.

شهیدی که رهبر عظیم الشان انقلاب بر تابوت او بوسه میزند و در فرافش میگوید: «چندی است از او دور شدهام دلم برایش تنگ شده است...»

 

از خدمات شهید صیاد در زمان جنگ اقدامات ویژه او در وحدت هرچه بیشتر سپاه و ارتش بود، سپاهی که تازه تشکیل شده بود و مخالفهایش زیاد بود. الان گفتنش راحت است! ستاد مشترک ارتش و سپاه...کار صیاد، کار بزرگی بود.
بعدها همین ستاد بود که گره های کور جنگ را باز کرد از جمله مبارزه با گروهک های منافقین و ضد انقلاب و...


در ادامه کتاب خدا می خواست زنده بمانی از انتشارات روایت فتح که شرح خاطرات و شخصیت این شهید بزرگوار است معرفی می شود...

  • زهرا قاف

 

حتما این کتاب نفیس معرف حضور همه دوستان هست و نیازی نیست در موردش توضیح بدیم.

هر چند به قول یک دوست مجازی، مفاتیح الحیات به عنوان هدیه ای شیک و فرهنگی برای کادو دادن‌های بچه مذهبیا خیلی مورد توجه قرار گرفت.... شاید حرفش خیلی به دور از واقعیت نباشد، کتابی به این گران‌بهایی را فقط هدیه می‌دهیم و با آن قفسه‌های کتابمان را می‌آراییم! دریغ از خواندن و یه وقت خدای نکرده عمل کردنش!!!

 

یادم هست وقتی برای کادوی ازدواج دوست عزیزی مفاتیح الحیات بردم، بقیه رفقا نگاهشان عجیب بود!! ولی بعدها وقتی همان دوستم بین صحبتهایش گفت این کتاب از دست شوهرش نمی افتد، برای من قوت قلب بزرگی شد!

 

اما خود من با وجود این‌که دوبار این کتاب رو هدیه دادم ولی تا امروز نداشتمش! علتش هم آن بود که دوست داشتم از دست کسی هدیه بگیرم تا این‌که بخرمش (شاید عقده کتاب هدیه نگرفتنم چند وقتی است که خیلی عود کرده!)... اما امروز با دیدن چاپ جدیدش در قطع جیبی، دیگه نتونستم نخرم....

 

حالا خیلی خوشحالم که صبر کردم و در این اندازه جدید خریدمش.

راستی قیمتش هم در چاپ جدید از 17500 به 14000 تومان رسیده، حتما حالا راحت‌تر میشه هدیه دادش!!

 

برای آشنایی با محتوای کتاب ادامه مطلب را از دست ندهید....

  • زهرا قاف

انتشارات قدیانی مجموعه کتاب‌های پرسش و پاسخ دینی با نسل نو را به قلم «غلامرضا حیدری ابهری»  در 10 جلد با موضوعات جداگانه زیر ویژه نوجوانان مقطع راهنمایی و دبیرستان چاپ کرده است:

 

 

 

بهای هر جلد از این مجموعه 6000 هزارتومان است.

 

به گفته نویسنده کتاب، این مجموعه پاسخگوی 80 تا 90 درصد سوالات بچه‌هاست و همچنین مربیان می‌توانند با داشتن این مجموعه 90 درصد سوالات دانش‌آموزان را پاسخگو باشند.

حجت‌الاسلام حیدری ابهری در مورد نحوه گزینش سوالات مطرح در بین جوانان بیان می کند: به مدت 8 سال در نمایشگاه قرآن پاسخ‌گوی سوال جوانان بودم. علاوه بر این از دو گروه مبلغان که در مدارس پرسش و پاسخ داشتند سوالات را جویا شدم. هر گروه مبلغان 100 نفر بودند. کتاب‌های پرسش و پاسخ را دیدم و همچنین سایت‌هایی که در این زمینه طراحی شده است. بر این اساس بانک سوالات را فراهم و سپس پرتکرارها را شناسایی کردم.

 

همچنین مجموعه ادغام شده این کتب هم با عنوان «646 پرسش و پاسخ دینی با نسل نو» در 510 صفحه و با قیمت 60 هزار تومان به بازار عرضه شده است...

  • زهرا قاف

شهر ضرب‌المثل‌ها

 

پس از عرضه کتاب محمد مثل گل بود و ادغام 8 جلد در یک مجلد، حالا این کتاب در 60 صفحه با ادغام 4 جلد در یک مجلد، به صورت مصور و تمام رنگی با کاغذ گلاسه، تنها با قیمت 4000 تومان به فروش می‌رسد.

 

نویسنده: غلامرضا حیدری ابهری .

تصویرگر: سمیه بیگدلی

ناشر: بوستان فدک .

قیمت: 4000 تومان

 

 

«شهر ضرب‌المثل‌ها» نوشته حجت الاسلام غلامرضا حیدری ابهری است. ضرب‌المثل‌های شیرین ایرانی، مالامال از درس‌های زندگی ساز و پندهای حکمت آموز است.


بی‌تردید آشنا کردن کودکان با ضرب‌المثل‌ها، علاوه بر افزایش اندوخته‌های ادبی آنان، به رشد اخلاق و معنویت در آن‌ها نیز مدد خواهد رساند و زندگی بهتری را برای آنان رقم خواهد زد.

 

این کتاب در مجموع 20 نکته اخلاقی را در قالب ضرب المثل با بیانی شیوا و کودکانه  شرح می دهد. کودکان 8 تا 12 سال مخاطب این کتاب هستند.

 

پویش ادبی روشنا برای ترویج فرهنگ کتابخوانی، در حرکتی مردمی و با همیاری مولف، ناشر، مراکز پخش و کتابفروشان با صرف نظر از حقوق مادی و کاهش قیمت از 12500 به 4000 تومان این کتاب را به کودکان عزیز کشورمان تقدیم می کند.

 

شما هم می توانید به این پویش بپیوندید...ایام عید نزدیک است...کتاب هدیه دهیم!

 

  • زهرا قاف

میدانم که از نیکبختی من نیست که تنها به وقت دو دلی و ماندن در تصمیمگیری، سراغ این دعا می‌روم! دعایی که در ازدحام تردیدها و اندیشههای تلخ، تنها مرور مفاهیمش یک دنیا آرامش را بر دل می‌نشاند، بخوانیدش... به حتم انس می‌گیرید.

 

دعای 33 صحیفه سجادیه، نیایش آن حضرت در طلب خیر:

«خدایا، از تو می‌خواهم که به سبب دانش بی‌حدّ خود، برای من خیر و نیکی را برگزینی. پس بر محمد و خاندانش درود فرست و از هر چیز برترین را نصیب من فرما.

به ما الهام کن که آنچه را نیک و درست است، بدانیم و عمل کنیم، و این را وسیله‌ای قرار ده تا به آنچه برایمان مقدّر فرموده‌ای خشنود شویم، و به حکمی که در حقّ ما کرده‌ای گردن نهیم. پس پریشانیِ دو دل بودن را از قلب ما بزدای و ما را به یقینی همانند یقین بندگان مخلص خود یاری نمای،

و مخواه که در شناخت آنچه برای ما برگزیده‌ای، ناتوان مانیم، تا آن جا که حرمت تو در چشم ما اندک شود و آنچه مقدّر کرده‌ای پیش ما ناپسند آید و به حالتی دچار شویم که از نیک فرجامی دورتر است و به غیر عافیت نزدیک‌تر.

آنچه را قسمتمان کرده‌ای و برای ما ناخوشایند است، محبوب ما گردان، و آن حکم تو را که دشوار می‌پنداریم، آسان ساز،

و در دل ما انداز که در برابر آنچه در حقّ ما خواسته‌ای، تسلیم تو باشیم، و نخواهیم که آنچه به تأخیر انداخته‌ای، پیش افتد، و آنچه پیش انداخته‌ای، به تأخیر افتد، و آنچه را محبوب توست، ناپسند نداریم، و آنچه را خوش نمی‌داری، اختیار نکنیم.

کار ما را به آن سرانجام که نیک‌تر است و آن فرجام که پسندیده‌تر، پایان ده؛ زیرا تو نفیس‌ترین چیزها را می‌بخشی، و بخشش‌های بزرگ می‌دهی، و هر چه بخواهی همان می‌کنی، و تو بر هر کار تونایی.»

 

در لحظه های سراسر انس و معرفتتان، دعایم کنید و نیز دوستی را که مرا با این دعا آشنا کرد...

قبول باشه.

  • زهرا قاف

محمد (صلی الله علیه و آله) مثل گل بود، نام کتابی است که به آموزش سبک زندگی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به کودکان میپردازد.

 

این کتاب در 100 صفحه با ادغام 8 جلد در یک مجلد، به صورت مصور و تمام رنگی با کاغذ گلاسه، تنها با قیمت 3500 تومان به فروش می‌رسد.

 

نویسنده: غلامرضا حیدری ابهری

تصویرگر: سام سلماسی

انتشارات: بوستان فدک

چاپ هشتم، 1394

 

 

چرا باید بسم الله بگوییم؟

چرا باید مسواک بزنیم؟

چرا باید شکرگزاری کنیم؟

چرا نباید اسراف کنیم؟

چرا نباید عجله کنیم؟

چرا نباید دروغ بگوییم؟ 

و...

  • زهرا قاف

 

در این کتابِ جیبیِ 120 صفحه ای قریب به 110 پرده از زندگی امام خمینی (رحمه الله علیه) نگارش شده است. 

همچنین با اشاره به این نکته که مشی حضرت امام در زندگی برگرفته از سیره معصومین علیهم السلام است، در بعضی خاطرات حدیثی متناسب با همان موضوع آورده است.

 

برای دعوت دیگران به کتاب و کتابخوانی می توان با همین کتب کوچک و جذاب شروع کرد.

 

نویسنده: علی اکبر سبزیان

انتشارات: الشمس

قیمت:

  • زهرا قاف

به مناسبت بزرگداشت هفته کتاب مطالعه پست های زیر مجدداً توصیه میشود:

 

کتابها را آزاد کنید...! 

 

خیرات کتاب (روش های ترویج کتابخوانی)

 

اثبات غیر آزمایشگاهی خدا (معرفی کتابِ سه دیدار)

 

مسئولیت و سازندگی (معرفی کتاب، روش های تربیتی در اسلام)

 

جوشکاری (معرفی کتاب، نگاهی نو به ازدواج)

 

هم نام گلهای بهاری (معرفی کتاب، شخصیت نبی اکرم صلی الله علیه و آله)

  • زهرا قاف

چند وقتی است جلد اول کتاب رمان گونه‌ی «سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می ‏آمد» را می‌خوانم، این جملات در صفحات 161 و 162 در پاسخ به شبهه ای مبنی بر عدم وجود خدا، به نقل از یک پیر مراد (امام خمینی رحمه الله علیه) و به قلم نادر ابراهیمی نگارش شده است:

 

«خدا هست، فقط به این دلیل که بودنش خوب است.

خدا خوب است، زیرا بشر، از اعماق روح خویش، محتاج اوست.

خدا خوب است، زیرا در بی خدایی هیچ نور امیدی نیست.

اگر یک روز، خداوند خدا، احساس کند که انسان، بدون خدا، می‌ تواند در اوج رفاه روح و طهارت تن باشد، یقین بدان که در آن روز، کاری خواهد کرد که آدمیزاد، خدا را به کلی از یاد ببرد؛ زیرا این خدای خوب ما نیست که محتاج خداپرستان است، این خداپرستان‌اند که در آنِ بی‌خدایی و تردید، کمر روحشان را می‌شکند و در تعلیقی دردناک می‌مانند و به عمق سیاه چاله‌های همیشه دوّار ناامیدی سقوط می‌کنند».

 

«برای انسانی که آرزو دارد طاهرانه و زیبا زندگی کند و فرزندانش نیز طاهرانه و زیبا و پرشکوه زندگی کنند، خوب است که خدا باشد و خوب است که هست - بی نیاز به اثبات».

 

«خدایی که بسیاری از مبهمات جنون آفرین را به نرمی «یقین که حکمتی در کار بوده است» و «خدا که راه را بر دانش نبسته است. حالیا آرامش پرشکوه شبی این‌گونه سیاه و نورانی» حل می‌کند و فرصت می‌دهد که نیروی تو، نه صرف ترس، که صرف آفرینش‌های کاشفانه‌ی نو شود، نه در خود رفتن های افیونیِ بی‌فایده، که یافتنِ راه در اعماق کهکشان شیری امید».

 

از امتیازات این کتاب قلم زیبا و آهنگین آن است، این خود تمرینی است برای نویسندگی قلم‌دوستان!

 

  • زهرا قاف

پیرو مطلب قبل که به بحث «حرکت دادن کتاب ها» پرداخته شد، دوستی در مورد روش کار و اصطلاحاً روش‌های خیرات کتاب سوال کرد که آنچه را  تجربه شده است می‌نویسم.

 

اتفاقاً در احادیث ما در مورد «خیرات کتاب» توصیه شده و یکی از شش چیز1ی است که برکاتش پس از مرگ هم برای انسان جاریست! و جالب تر این که به تازگی شبکه خیرات کتاب هم به راه افتاده است و عضو می پذیرد.

و اما تجربیات... متاسفانه هیچ وقت، حتی در مورد کتاب‌های اطلاعات عمومی هم کسی نیامده بگوید: «چند روزی است ویتامین کتابم کم شده، احساس میکنم باید بدانم... تو رو خدا چیزی بده بخونم تا حالم خوب بشه»!!!!

 

یعنی تقاضایی برای دریافت کتاب، معمولا نیست! باید به نحوی نظر مردم را به سمت کتاب جلب کرد و خیلی وقتا حتی با اهدای آن در مراسم خاص یا مناسبتهایی که انتظار هدیه گرفتن دارند به آن‌ها یادآوری کرد که «کتاب هم هست»!

 

 

اما روش هایی که من برای ترویج کتاب پیش گرفتم:

  • زهرا قاف

اگر شما هم مثل من اهل کتاب خواندن باشید (کم و زیادش فرقی ندارد!) حتما میلتان به قفسه‌های کتابِ خانه بیش از هر قسمت دیگر است و آن را گنجدانی می‌دانید که در نظر دیگران جز چارچوبی مزاحم و خاک‌خور نیست! برای کتابهایتان ارزش قائلید و حتی به وقت مطالعه‌ی آن‌ها نگرانید تا آسیبی نبینند!! و حتی‌الامکان با پوششی پلاستیکی آن‌ها را می‌پوشانید و بعد شروع به خواندنش می‌کنید!

بخاطر همین وابستگی‌هاست که سخت راضی می‌شویم آن‌ها را به هر کسی امانت بدهیم و در عین رودربایستی که با طرف مقابل داریم نمی‌دانیم چطور این همه حساسیتمان را به طرف مقابل منتقل کنیم! بماند که تصور اینکه کتاب برنگردد! یا طوری برگردد که صفحاتش با خودکار!! علامتگذاری یا خط‌کشی شده باشد و یا خدای نکرده طفلی خردسال... آدم را دیوانه می‌کند!

اما آخرش چه؟؟؟

ما با این همه کتاب تر و تمیز و اتوکشیده با چیدمانی مرتب در قفسه ای شیک به کجا می‌رسیم؟؟ گاه انسان به عمق رسالتش که فکر می‌کند می‌بیند اگر مسئولیت انسان به اندازه همه دارایی‌ها و استعدادهای اوست پس به اندازه تک تک کتاب‌هایی که در خانه دارد مسئول است!!! و این مسئولیت به حتم در خواندن و عبرت گرفتن و عمل کردن خودش خلاصه نمی‌شود که باید کتاب‌ها جاری شوند و حرکت کنند و همچون پرندگان در قفس مانده در حسرت آزادی نمانند!! در حسرت روشنگری نمانند!

این دنیای بی‌رحم با این همه اتفاقات و مرگ‌های ناگهانی به آدم می‌فهماند هیچ چیز ارزش این را ندارد که فقط برای خودت باشد! حتی کتابهایت...! شاید هم اصلا نباید خودی باشد که چیزی برای آن بماند...!

امروز به یمن آغاز ماه مبارک (که انشاالله ماه رمضانی متفاوت از سال‌های قبل باشد) کتاب‌ها را از قفسه بیرون ریختم، چندتایی را که پوششی نداشتند با جلد پلاستیکی پوشاندم و بعد به فراخور میل دوستان که قبلا پرسیده بودم در کیسه‌های جدا گذاشته خبرشان کردم تا به رسم امانت برای مطالعه ببرند.   

 

انشالله سرآغازی باشد برای دوستی هر چه بیشتر دیگران با کتاب و امید که قبل از آن امانتداران خوبی باشند تا این کتاب‌ها از حرکت بازنایستند و نمانند!

 

  • زهرا قاف

 

سرِ کلاس بحث مهدویت بود، یکی گفت: "او پدری مهربان است"

برای ما این وصف، عجیب دلنشین است..!

.

.

 نغمه مستشارنظامی در  کتاب شعر «1420 سال پس از تو»

غزلی زیبا دارد تقدیم به شمایی که لقب «منتظر پدری مهربان» را بر خود گرفته اید...

.

.

  • زهرا قاف

پس از بحث در مورد مربی و شناختن مختصات او شاید این دو سوال پیش بیاد:

 

آیا حتما بایستی سلمان وار در پی مربی کاوید؟

مگر نمی‌توان از حادثه‌ها درس گرفت و لقمان‌وار از هر بدی نیکی آموخت؟

.

.

خلاصه مربی، آری یا نه...؟

 

  • زهرا قاف

نقش‌های مربی

 

 

مربی خوب آن نیست که خود به جای افرادش می‌بیند و تصمیم می‌گیرد و از دیده‌ها و تصمیماتش، برای آن‌ها سخن می‌گوید، بل مربی کسی است که افراد را در جریان نیازها می‌گذارد و آن‌ها را آزاد می‌کند و آموزش می‌دهد که خود ببینند و حرکت کنند و سپس در سر بزنگاه‌ ها و در کنار حادثه‌ها تذکر می‌دهد و یاد‌آوری می‌نماید که بیابند و پیش بتازند.

 

آن‌جا که مربی بسته‌بندی‌ها را به صورت بسته‌بندی و صادرات به افراد می‌رساند در واقع آن‌ها را مسخ کرده و شخصیتشان را شکسته و آن‌ها را فلج و بی‌‌پا، بارآورده است. و این‌ها در کنار حادثه‌های جدید، بی‌چاره می‌مانند...

  • زهرا قاف

طبق آنچه در مطلب قبل بیان شد، با توجه به جایگاه والای انسان در هستی به این نتیجه می‌رسیم که در گام اول مربی حقیقی انسان خداوندست، اوست که به تمام هستی و به تمام قانون‌ها آشنا است. اما ما قانون‌هایی را می‌شناسیم که آن‌ها را تجربه کرده‌ایم و شناخته ایم.

در گام بعد انسان‌هایی این بار تربیت را بر عهده دارند که خداوند آن‌ها را مورد تربیت خاص خود قرار داده است مثل ائمه معصومین علیهم السلام...

 اما یک سوال، با اعتقاد به بودن در محضر ولی حق، اما در روزگار کنونی به چه کسی می‌توان برای تربیت دینی و الهی روی آورد؟

 

ویژگی های یک مربی خوب چیست؟

  • زهرا قاف

پس از شناختن مفهوم تربیت و روشهای تربیتی سوالی که پیش می آید این است که مربی کیست؟ آموزگار این مفاهیم و اندیشه ها چه کسی می تواند باشد با چه ویژگی ها و نقش هایی؟

 

 

هر کس افراد تحت اختیارش را برای محیطی که در نظر دارد، تربیت می‌کند. من فرزندم را برای خانه‌ام، استاد شاگردش را برای جامعه محدودش و یک دانشمند، انسان را حداکثر برای این زمین و برای هفتاد سال زندگی، تربیت می‌کند و بر طبق شرایط موجود بارور و شکوفایش می‌سازد. ولی انسان فرزند خانه و جامعه و حتی دنیای محدود و سرزمین خاکی نیست.

 

انسان سرمایه‌های زیادتری دارد. انسان فرزند هستی است و تا بی‌نهایت راه در پیش دارد. لذا باید طوری تربیت شود که در تمام این عوالم و در تمام این مسیر بتواند چه بکند و چگونه بماند و چگونه برود.

 

پس باید بگوییم فرزندِ خانه را پدر تربیت می‌کند و انسانِ جامعه را استاد و انسانِ زمین را و این دنیا را دانشمند. اما انسان تمام هستی و انسان رهرو تا آن سوی عوالم را چه کسی؟

  • زهرا قاف