روزَن

برای بالندگی تنها یک روزنه کافیست...

روزَن

برای بالندگی تنها یک روزنه کافیست...

روزَن

قدمهایت را که آهسته تر برداری، غبار پنجره دل را که پس بزنی، در هر کوی و برزن، در هر کم و زیاد، اتفاق و واقعه و خلاصه در هر نفس و بی نفسی روزنه ای است که نشان از او دارد... حالا چشمهایت جور دیگری می بیند...!
از این روزنه ها ساده نگذر...!

دنبال کنندگان ۷ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین دیدگاه ها

(۱۴۸) از شیر تا شمشیر...

يكشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۴، ۱۰:۵۶ ب.ظ

 

 

 پای روضه حضرت اباعبدلله، وقتی مداح روضه را به مولای متقیان می رساند، وقتی از غربت «پسر»ی به مظلومیت یک «پدر» می رسد، یاد یتیم نوازی مولا در کوفه و جبران کوفیان در صحرای کربلا می کنم...

 

****

چند روزی بیش ازقصه‌ی غدیر نمی‌گذرد که بوی کربلا می‌آید... آن‌جا دست «پدر» به نشان ولایت بالا می‌رود و اینجا سر «پسر» به نشان خروج از دیانت... درست و غلطش را نمی‌دانم اما عمری است اندیشه‌ی من این است: به جوانان سپاه مقابل بنگر! برایت آشنا نیستند؟

آن شب قدر را چه؟ یادت هست؟ کودکانی  که به پاس مهربانی‌های پدر به  همدردی پسر شتافتند...! یادت هست چطور با ظرف شیر و چشم اشکبارشان وداعِ پدر گفتند؟ حال چه شده است؟

خدا را...خدا را... این سپاه عظیم همان یتیمان کوفه نیستند که این بار چشمانشان پر ز کین و شمشیرهاشان برهنه به خوش آمد «پسر» آمده‌اند؟

 

تو بگو! پدر را از یاد برده‌اند؟ پسر را نمی‌شناسند؟ و یا خویش را...؟


 

دیدگاه ها  (۰)

این مطلب دیدگاه شما را می طلبد...!

ارسال دیدگاه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی